فرقه چیست

 واژه فرقه از مصدر (فرق) به معنای جدایی است و فرقه در اصطلاح به شاخه‌های فرعی که در ادیان بوجود میاید گفته می‌شود.

در قرآن اشاراتی به واژه فرقه وجود دارد که از جمله واضح‌ترین این موارد آیه 159 از سوره انعام است که می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکانُوا شِیَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْ‏ءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَی اللّهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا کانُوا یَفْعَلُونَ»

کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و فرقه فرقه شدند، تو هیچ گونه مسوول ایشان نیستی، کارشان فقط با خداست. آنگاه به آنچه انجام می‌دادند آگاهشان خواهد کرد.

 

تعاریف گوناگون:

واژه فرقه در همه مذاهب کاربرد دارد؛ مثلا، در قرن نوزدهم در بریتانیا «فرقه»ها یک واژه مشترک برای مخالفان کلیسای رسمی بودند؛ افرادی چون باپتیست ها و متدسیست ها که فرقه هایی از مسیحیت هستند.

«تروچ» فرقه را به عنوان یک توده و گروه کوچک شرح می‌دهد که هدف آن سرزنش حکم فرمایی جهان است و رهبران آن در پی یافتن اعضای خاصی هستند.

«یینگر»  فرقه را به عنوان گروهی ساده و پویا معرفی می کند که اعتقادات مشترکی دارند. 

«نیبوهر» فرقه را تشکیلاتی با شرایط معیّن و خاص می داند که به فرقه گرایی گرایش دارد. به تعبیر دیگر، «فرقه» واژه ای است که بر گروه یا حزبی دلالت دارد که نظریات و پیشوای مشترکی دارند و بنابراین، برای گروه های فلسفی و سیاسی نیز می توان این واژه را به کار برد؛ همان گونه که در مفاهیم مذهبی به کار می رود.

تعریف دیگری بیان می‌کند«فرقه» به معنای راهی است که رهروی در آن حرکت می کند و همچنین راهکارهای علمی و نیز نظامی، فکری و رفتاری ارائه کرده و در مجموع، یک مکتب سیاسی و فلسفی است و خود نیز به عنوان نوعی سازمان دینی خاص شناخته می شود.

این واژه در زبان فرانسه، در آغاز، به گروهی از افراد اطلاق می شد که اعلام می کردند از آیینی خاص پیروی می کنند. سپس معانی محدودتری یافت؛ از جمله:

الف) تجمع خاص اشخاص که به آیینی گرویده اند ولی توسط همگان به رسمیت شناخته نشده و در نهادهای اساسی جامعه قرار گرفته اند.

ب) گروهی که به عمد خود را از جمعی وسیع و اصلی و یا سلسله اندیشه ها و باورهایی خاص جدا ساخته اند. در این معنا فرقه در برابر سازمان دینی قرار می گیرد.

ج) در معنای اصولی فرقه، انقطاع و یا دست کم، طرد از یک آیین است که آن آیین از نظر جامعه شناختی «تبه گشته» و از نظر انسانی «منحط» شناخته شده است.

تعبیر دیگر درباره واژه «فرقه» بر گروه یا حزبی دلالت دارد که نظریات و پیشوای مشترکی دارند و بنابراین، برای گروه های فلسفی و سیاسی نیز می‌توان این واژه را به کار برد؛ همان گونه که در مفاهیم مذهبی به کار می رود.

در فرهنگ سیاسی فرقه معادل کلمه کالت (Cult) است و معنی آن در فرهنگ انگلیسی آکسفورد چنین آمده است: "1- یک سیستم مذهبی پرستش ، بخصوص در اجرای مراسم و عبادات. 2- وفاداری، شیفتگی، از خود گذشتگی نسبت به یک فرد. از ریشه کالتوز در لاتین به معنی پرستش. "

در فرهنگ تاریخ لغات آکسفورد در باره تاریخچه لغت کالت چنین آمده است: کالت ابتدا" بمعنی ابراز سر سپردگی به موجود الهی بوده است. ورود این لغت به انگلیسی از لغت کالتوز بمعنی پرستش است. از شروع دهه 1960 استفاده این لغت در زبان انگلیسی محدود به اشاره به یک پدیده فرهنگی شده که معمولا" تعداد محدودی از افراد (اغلب جوان) را بخود  جذب میکند.

 

در آخر می توان این چنین بیان کرد:

تعریف مدرن از فرقه کنترل ذهنی، عبارت از هر گروهی است که از کنترل ذهن و تکنیک های عضو گیری فریب دهنده استفاده میکند. به عبارت دیگر فرقه ها به مردم کلک میزنند تا آنها را جذب نمایند و آنها را فریب میدهند تا در فرقه بمانند.

منابع:  وب سایت ضدفرقه

/ 0 نظر / 12 بازدید